تبلیغات
بازاریابان - مشتری شناسی

مشتری شناسی

چهارشنبه 2 آذر 1390 23:14نویسنده : پارسا حسینی

 


خیلی مهم است که جنس مشتری را بشناسیم. قدیمی ها همینطوری بوده اند. اگر می گفته اند که مشتری را با یک نگاه می شناخته اند، خدا وکیلی راست می گفته اند. از لحظه ی ورود مشتری همه چیزش را زیر نظر می گرفته اند. حرکات بدن اش را بررسی می کرده اند. نگاهش را تعقیب می کرده اند. فرم ایستادن اش را برانداز می کرده اند و به کلماتی که می گفته و سؤالاتی که می پرسیده دقت می کرده اند. خلاصه حسابی تو نخ مشتری می رفته اند و دست آخر می فهمیده اند که این آدم مشتری می شود یا نه. این وسط به زمزمه های قلبی شان هم گوش می کرده اند؛ نه اینکه قلب و نیت شان پاک بود. البته وحی منزل نبوده این حرف ها و آن ها هم امام عالم غیب نبوده اند. بالأخره اشتباه هم می کرده اند هر از چند باری.

امروز با این همه تکنیک و تاکتیک و فرمول و الگوریتم و قاعده و قانون که ریخته توی سرمان، خیلی وقت ها، قد قدیمی ها هم نمی توانیم مشتری شناسی کنیم. بیشترمان نمی توانیم بین مشتری های مان فرق بگذاریم. همه را با یک چوب هی می کنیم. اگر یک روز حال مان خوب باشد، با همه خوبیم. اگر یک روز هم جنی شده باشیم، با همه سر دعوا داریم. خداوکیلی اینطور نیست؟

حرف حساب این است که باید بتوانیم مشتری های مان را دسته بندی کنیم. مثلاً مشتری که نیاز قطعی دارد، اگر از ما نخرد می رود از رقیب مان می خرد. در حقیقت چون نتوانسته ایم که او را بشناسیم و نیاز حتمی اش را بفهمیم، با دستهای خودمان لقمه گذاشته ایم توی دهن رقیب مان. البته روزی رسان خداست ولی خوب ما هم باید کار خودمان را بکنیم. یا مثلاً اینکه اگر مشتری نیاز قطعی داشته باشد، قدرت چانه زنی ما بالاتر می رود و ما می توانیم امتیازهای کمتری بدهیم. خلاصه خیلی مهم است که بتوانیم مشتری های مان را خوب بشناسیم. یاد قدیمی ها به خیر! خیلی راحت و ساده با دو سه تا سؤال مستقیم و بی پرده و چهار تا شوخی و بذله گویی، خیلی زود می فهمیدند که چه چیزی را باید به چه کسی پیشنهاد بدهند.

یاد قدیمی ها به خیر!


برچسب ها: مشتری ، مشتری شناسی ، بازاریابی ، فروش ، فروشنده ، زبان بدن ،
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.