تبلیغات
بازاریابان - از کاتلر تا بیانیه رسالت

از کاتلر تا بیانیه رسالت

یکشنبه 6 آذر 1390 11:54نویسنده : پارسا حسینی

 

پیش نوشت: همراهان گرامی! متن زیر توسط یکی از دوستان (آقای سید پویان اسلامی، دانشجوی رشته ی MBA در دانشگاه امیر کبیر) نوشته شده است. من کلیه ی نوشته ی ایشان را عیناً در اینجا آورده ام. قبلاً هم گفته بودم که وبلاگ بازاریابان می تواند جایی برای ارائه و انتقال نظرات و دیدگاههای مختلف و مرتبط باشد. نوشته این دوست در واقع نقد عملکرد یکی از سازمان  های معروف ایرانی در زمینه ی بازاریابی است. امیدوارم که این نوشته آغازی باشد برای هم اندیشی در وبلاگ بازاریابان. از آقای اسلامی و شما متشکرم.

...

سلام، بگذارید اینجوری شروع کنم: من پارسا حسینی نیستم، پس من کی‌ هستم؟

خب، خیلی ساده می گم: من پویان اسلامی، ۲۹ ساله که به زودی ۳۰ ساله می‌شه و از دوستان پارسا حسینی، دانش پژوه علم مدیریت.

 لیسانس کامپیوترم رو از دانشگاه آزاد تهران مرکز گرفتم و بعد وارد فوق لیسانس معماری کامپیوتر در دانشگاه امیرکبیر شدم. اما وسط راه، این رشته رو رها کردم. این اتفاق در حالی‌ افتاد که خودم یک شرکتِ نرم افزاری داشتم و هنوز هم دارم.

حالا حتماً می‌پرسید چرا این کار رو کردم. جوابش برای من خیلی‌ ساده ست‌؛ چون علاقه ی واقعی به اون رشته نداشتم.  الآن هم پشیمون نیستم. البته دست از تحصیل بر نداشتم و MBA رو برای ادامه تحصیل انتخاب کردم. اول به صورت شخصی‌ و حالا هم به عنوانِ یک دانش پژوه.

فکر می‌کنم برای اینکه بدونین من کی هستم تا همین قدر کافی باشه. اینها رو گفتم که بدونید اگه نثر من مثل نثر پارسا قشنگ نیست  و فردا  به خاطر این پست آمار وبلاگش افتاد،  از الآن گفته باشم که تقصیر من بوده.

 علاقه ی من در رشته ی مدیریت، شاخه ی مارکتینگ نیست. من به رشته ی مدیریت استراتژیک علاقه ی بیشتری دارم. ولی چون مارکتینگ هم یک ابزار استراتژیک هست، پس مارکتینگ رو هم دوست دارم.

راستش، دیشب بعد از یک روز فوق‌العاده، با  اینکه شب قبلش فقط ۴ ساعت خوابیده  بودم و در‌ طول روز خیلی‌ با انرژی بودم، ساعت ۹ شب به خونه رسیدم. طبق عادت معمول، بعد از انجامِ کارهام مشغول مطالعه ی یک کتاب شدم (برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک، نوشته ی پیرس و رابینسون، ترجمه ی دکتر خلیلی، استاد بزرگوارم). اواسط مطالعه خسته شدم، گفتم  سری به اینترنت بزنم. در حالِ چرخ و گذار تو اینترنت بودم که یه تبلیغ چشمم رو گرفت. "کاتلر در ایران "….

برای من‌ که هیچ وقت طرفدار کاتلر نبوده ام (من همیشه "شون" رو اول و بعدش هم  "بنگس" رو دوست داشتم اون هم  به دلیلِ دید استراتژیکی شون)، اما باز هم برام جالب بود که بیشتر در باره ش بدونم. دیدن کاتلر از نزدیک هم می‌تونه برام خیلی جذاب باشه .

 راستش با اینکه طرفدارش نیستم اما دوستش دارم. چون از آقای کاتلر چیز مهمی یاد گرفتم و اون هم داشتن دید سازمانی نسبت به همه چیزه. این نگرش حداقل تو کار و زندگی م ‌ به من خیلی‌ کمک کرده. خلاصه اینکه روی لینک آگهی کلیک کردم و بعد از جند بار این طرف و اون طرف شدن رسیدم به وب سایت  استاد درگی www.tmba.ir

اجازه بدین قبل از اینکه ادامه بدم درباره ی انتقاد کردن و انتقاد شنیدن یه مورد ی رو بگم. همیشه از آدم هایی که با انتقاد کردن از آدم های بزرگ با این قصد و هدف انتقاد می‌کنن که خودشون رو مطرح کنن، بدم میاد. پس واقعاً من همچین قصد و منظوری ندارم.

 این نوشته شاید اولین و آخرین نوشته ی من توی این وبلاگ و به این شکل و سبک باشه، چرا؟ یکی به این علت که  نمی دونم دوباره به یه همچین موضوعی بر بخورم، و بعد اینکه، نویسنده قهاری  هم نیستم و مهم‌ترین دلیل اینه که پارسا اجازه بده که توی این وبلاگ بنویسم یا نه. (البته این آخرین دلیل در کمال شوخی،‌ کاملاً جدی بود!!). اما یک اعتقادی هم دارم و واقعاً سعی‌ کردم که تازگی‌ها این باور رو توی زندگیم به کار ببرم، به باور من همه ی انتقاد‌ها درستن حتی اگه مغرضانه باشن. اصلاً انتقاد یعنی‌ زاویه ی دید متفاوت، حتی اگه  مغرضانه و از سر حسودی باشه.

بریم سر اصل مطلب، من نه آقای درگی رو می شناسم و نه ایشون رو از نزدیک دیدم، اما همیشه تعریفشون رو و تبلیغاتشون رو دیدم و شنیدم. پس حتماً آدم بزرگ و قابل احترامی هستن و مجموعه ی خوبی‌ دارن. اما یک چیزی تعجبم رو بر انگیخت، (ِ پارسا بذار بگم!!!)، اون هم نوشتن بیانیه رسالت سازمان شون توی صفحه اول سایتشونه. امیدوارم نه پارسا و نه ایشون از دستم ناراحت نشن. ولی به نظر من انجام چنین کاری از فرد و سازمانی مثل ایشون که دعوت کننده ی کاتلر به ایران هستن، بعید بود.

ِ به قول استاد خلیلی، ما انسان‌ها فقط حرف هایی رو که می شنویم با یک سری تغییرات بیشتر به دیگران منتقل می‌کنیم، ولی‌ من سعی‌ می‌کنم زیاد تغییری توی او حقیقتی که وجود داره، ندم.

مدیریت وقتی‌ پدیدار شد که سازمان‌ها پدیدار شدن و رقابت به وجود اومد. پس بر خلاف نظر و عقیده ی خیلی‌‌ها، مدیریت خیلی‌ هم چیز جدیدی نیست. پایه علم مدیریت هم، به طور خیلی خلاصه، داشتن رسالت برای مجموعه است.

 مجموعه های بزرگ همشون رسالت و مهم تر از همه، بیانیه رسالت دارن.  چون رسالت یه سازمان زیربنای، بنای بعدیه که اون‌ها میخوان بسازن ( از استراتژی گرفته تا تاکتیک‌ها و سازمان و رهبری و فرهنگ سازمانی  و غیره) همه اونها هم در مجامع سالانه و بعضاً در وب سایت‌هاشون اینها رو منتشر می‌کنن؛ هر چند که اگه الآن به شرکت‌های پیشرو جهانی‌ مثل اپل نگاه کنیم می بینیم که حتی بیانیه رسالت که هیچ value,vision,mision هاش رو هم روی سایتش قرار نداده، اما شاید شما بگین که مایکروسافت اینکارو کرده value,misionهاش رو روی وب سایت ش گذاشته، خوب همون طور که گفتم ایرادی نداره، به قول یه دوستی که می گفت دوست داره به من چه. من شاید خوشم نیاد اما اصلاً کار غلطی نیست.

 اما بهتره بدونیم که بیانیه رسالت یک موضوع درون سازمانیه، چیزی که در علم مدیریت به اون فونداسیون میگن. لزوماً شما وقتی‌ به یک ساختمان نگاه می‌کنید فونداسیون اون رو نمی‌بینید ، هر چند که داشتنش ضروریه، اما انتشارش رو و اعلام عمومی ش رو نمی دونم.!! مگر اینکه استاد ارجمندم آقای درگی، دیدش این باشه  که سازمانش همه ی ما مخاطبان ش هم هستیم و یا اینکه فکر می کنن، به قول کاتلر باید این بیانیه‌ رو به مشتری ها هم منتقل کرد. اما فکر نمی کنم خود کاتلر هم در مورد انتقال بیانیه رسالت به دیگران به این صورت فکر بکنه.

ممنون که نوشته م رو  خوندید. اگه لابلای حرفام اشتباهی کردم و خدای نکرده بی‌ ادبی،‌ من رو ببخشید، هنوز اول راهم.

بعداً اگر اجازه بفرمایین، درباره بیانیه رسالت و کارکردهاش بیشتر می نویسم و از طریق همین وبلاگ اعلام می کنم.

امضاء خودم، پویان اسلامی.

پس نوشت: وبلاگ بازاریابان آمادگی خود را برای انتشار نظرات دوستان به ویژه جناب آقای درگی در این ارتباط اعلام می دارد.

 


برچسب ها: کاتلر ، بازاریابی ، استراتژی ، مدیریت ، درگی ، MBA ، بیانیه رسالت ، رسالت ،
آخرین ویرایش: - -

 
یکشنبه 2 بهمن 1390 05:15
سلام
من هم وبسایت ایشون رو دیدم
فکر میکنم وبسایت این شرکت خیلی به سمت خود ستایی رفته و من منم میکنه، که این خودش یه نوع ضد تبلیغه
پارسا حسینی
البته هدف من از این نوشتار رسیدن به این نتیجه نبوده ولی خوب نظر شما بهتره که توی همون وبلاگ منتشر بشه و نویسنده اش هم حق اظهار نظر متقابل رو داشته باشه. موفق باشین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.