تبلیغات
بازاریابان - قیمت بازی

قیمت بازی

پنجشنبه 17 فروردین 1391 09:03نویسنده : پارسا حسینی

 

بالا و پایین شدن قیمت ارز و دلار و سکه و اخیراً هم ملک و ماشین و مرغ و گوشت و تخم مرغ و ... ، بیشتر برنامه های فروش و بازاریابی سازمانها را بالا و پایین کرده و همچنان  می کند.

هیچ یک از ما مجهز به قدرت های جادویی یا فراطبیعی نیستیم تا بتوانیم جلوی فلان تصمیم یا فلان حرف یا فلان اتفاق یا فلان حماقت را بگیریم. و محیط بیرونی یا پیرامونی سازمان ما سرشار است از تصمیم ها و حرف ها و اتفاقات و حماقت های ناخواسته و همیشگی که تأثیرات ناشی از آنها محیط درونی سازمان ما را هم دگرگون می کنند. دقیقاً در چنین مواقعی که یک نوع آشفتگی و به هم ریختگی در محیط بیرونی کسب و کار ایجاد می شود، فرصت ها و تهدیدات متعددی هم برای کسب و کارها و مدیران آنها به وجود می آیند. مسلماً این تهدیدات و فرصت ها روند کسب و کارها را دچار تغییرات حتمی می کنند.

در چنین مواقعی، بعضی از کسب و کارها قوی تر از قبل می شوند؛ بعضی ها نسبت به قبل ضعیف تر می شوند؛ بعضی ها با کمی تغییر در همان چارچوب های قبلی کسب و کارشان می مانند و بعضی ها هم برای همیشه از دنیای کسب و کار خداحافظی می کنند.

در این روزها خیلی از مدیران و صاحبان مشاغل در بعضی از روزها و ساعت ها  نمی دانستند (و هنوز هم چنین حالت «ندانم چه کنمی» بر قوت خود پایدار است) باید چه بکنند و چه اقدامی صورت بدهند. خیلی ها مجبور بودند دست روی دست بگذارند و منتظر باشند که فردا چه می شود و البته بعضی ها هم مثل همیشه کلاه ها دوختند از این نمد از بام افتاده. آن هایی که اهل برنامه ریزی و استراتژی چیدن اند، کارشان حسابی سخت و پیچیده شده است در این روزها. شرایط حاکم بر بیشتر بازارها به نحوی است که نمی توان هیچ تصمیم مطمئنی را برای حتی یک ماه آتی کسب و کار خود گرفت. شرایط فعلی به راننده ماشینی شبیه است که در جاده ای مه آلوده در حرکت است و نمی تواند به خوبی مسیر پیش رویش را ببیند؛ راننده برای حفظ جانش و از ترس اینکه مبادا به دره پرتاب شود، مجبور است با سرعت خیلی کم و با ترس و لرز حرکت کند. طبق قانون طبیعت و تجربه های تاریخی می توانم بگویم که چنین جاده ای بی انتها نیست و بالأخره تمام می شود. (ان شاء الله)

به هر حال، در چنین مواقعی یکی از مهمترین مواردی که ذهن بسیاری از مدیران و فروشندگان را به خود مشغول می کند، موضوع بسیار مهم و حساس «قیمت گذاری» است. دقیقاً، و علی الإتفاق، در چنین مواقعی که بازارها دچار آشفتگی و شوک می شوند، قیمت و قیمت گذاری هم از اهمیت ویژه تری برخوردار می شود.

قیمت گذاری یکی از ابزارهای بازاریابی است که بر اساس اهداف متفاوتی که یک سازمان می تواند داشته باشد و همچنین شرایط متغیر بازارهای هدف، مورد اجرا و انجام قرار می گیرد. (قیمت گذاری انواع و روشهای متفاوتی دارد که پرداختن به این موضوع فرصت مجزایی را می طلبد که در این نوشتار به آن نمی پردازم.)

 در چنین مواقعی که بازار دچار تلاطم و به هم ریختگی می شود، قیمت گذاری خیلی خیلی حساس می شود. در کشوری مثل ایران قیمت علاوه بر اینکه یکی از ارکان و ابزارهای ساختار بازاریابی به شمار می آید، یک ابزار مهم رقابتی و پیشبرد فروش هم به شمار می رود. («قیمت کمتر به جای هزینه های بازاریابی و تبلیغات » این یک نوع استراتژی است که در ایران مدیران زیادی را طرفدار خود کرده است.)

با اینکه بسیاری از اندیشمندان بازاریابیِ «آن طرف آبی» معتقدند که «جنگ قیمت، جنگ احمق هاست» ولی در این طرف آب و مشخصاً در ایران، تقریباً در تمام بازارها و صنوف، قیمت، ابزار اصلی جنگ رقباست.

بر همین اساس، چه بخواهیم و چه نخواهیم و بنا به هر دلیلی، مشتریان ایرانی هم «بدعادت» شده اند. غالب مشتریان ایرانی وابستگی شدیدی به قیمت کالا دارند. خوب یا بد، واقعیت همین است؛ اگر چه ممکن است حقیقت چیز دیگری باشد. هنوز که هنوز است اولین و مهم ترین پله ی مشتریان ایرانی در نردبان تصمیم خرید، قیمت محصول است.

بنابر این گفته ها، تأثیر عاملی مثل «نرخ ارز» در محیط کسب و کار ایران بسیار بیشتر و سهمگین تر از بیشتر دنیاست.

قیمتِ بد باعث عقب افتادن از دور رقابت می شود. باعث می شود که خیلی از مشتریانی که با هزینه های زیاد بازاریابی به جمع مشتریان ما پیوسته اند از دست بروند. از طرفی اگر دقیق هم نباشد باعث می شود که شرکت سودهای خود را، یا حداقل بخش مهمی از این سودها، را از دست بدهد. (منظور من از قیمت بد خیلی مفصل و بلند و بالا است که مطمئنم حوصله تان نمی کشد که بگویم، پس نمی گویم در این باره.)

در چنین مواقعی چه باید کرد؟ چه تصمیمی بهترین تصمیم ممکن است؟ این تصمیم باید بر اساس چه شرایط و مواردی گرفته شود؟

در وضعیت موجود در مورد قیمت گذاری به این پیشنهادات سرخطی توجه نمایید:

به خریدهای تان بیشتر توجه کنید. یکی از عوامل تأثیر گذار در قیمت خوب، خریدهای اولیه خوب و مناسب است. خرید اولیه خوب به معنای خرید مواد بی کیفیت و ارزان نیست. تا می توانید برای خرید مواد یا موارد اولیه تان چانه بزنید.

از هزینه های جانبی محصولات تان به گونه ای بکاهید که اصل محصول تان خدشه دار نشود. یعنی از ارزشی که مشتری تان به دست می آورد چیزی کم نکنید.

قیمت تان را با توجه به شرایط بازار هدف تان منطقی کنید. مشتریان شما هم در همین ایرانی زندگی می کنند که شما در آن کار می کنید. به مشتریان تان توضیح بدهید، آنها قانع می شوند.

اگر می توانید از فرصت موجود به خوبی استفاده کنید. اگر می توانید با کم کردن میزان سودتان قیمت های تان را ثابت نگه دارید تا دیده شوید. به یاد داشته باشید که قیمت می تواند یک ابزار مناسب برای پیشبرد فروش باشد.

وقتی همه چیز گران تر می شود، مشتریان شما هم آمادگی پذیرش قیمت بیشتر را دارند ولی این افزایش قیمت باید منطقی و مناسب باشد. قیمت محصول یا خدمت شما در مقایسه با گران شدن برخی از کالاهای دیگر باید تناسب پذیر باشد.

اگر دیدید رقبای تان در حال زخمی کردن مشتریان شما هستند، از مشتریان درجه یک تان هرطور که شده، محافظت کنید. حتی اگر سود نکنید.

به جای شکستن قیمت تان، فایده بیشتری به مشتری ها ارائه کنید. مثلاً یک هدیه بدهید.

از قیمت هایی که می دهید به خوبی مطمئن باشید. مطمئن قیمت گذاری کنید.

قیمت رقبای تان را همیشه رصد کنید. حرف هایی که همه می زنند را نزنید. حرف های خودتان را بزنید و دلایلی را که قبول دارید را بیان کنید.

در افزایش قیمت همراه مشتریان تان باشید نه در برابر آنها. اگر می توانید در فرآیند خرید یار مشتری تان باشید. رفیق روزهای سخت باشید تا به زودی نتیجه اش را ببینید.

اگر شرایط کاهش قیمت پیش آمد، سریعاً کاهش قیمت را به مشتریان تان اعلام کنید.

در هر شرایطی گران نفروشید. ارزان هم نفروشید. متناسب با ارزشی که ارائه می کنید، بفروشید.

 

 


برچسب ها: قیمت ، قیمت گذاری ، بازاریابی ، فروش ، پیشبرد فروش ، استراتژی ، راهکار ، نرخ ارز ،
آخرین ویرایش: - -

 
جمعه 16 آبان 1393 12:53
سلام
من بازاریاب تجهیزات ساختمانی هستم البته از پی تا کلید ولی از من خواستن که بازاریابی درب و پنجره ها پی وی سی رو بکنم
باتوجه به اینکه من ظاهر مناسبی و روابط عمومی بالا و قدرت استدادل خوبی هم دارم در ضمن دانشجوی رشته حقوق هم هستم پیشنهاد 5 درصد پورسانت رو به من دادن چجوری متقاعدشون کنم پورسانت بیشتری بهم بدن حداقل برای قراردادهای بزرگتر ودرست حسابی تر و اینکه اصلا عرفش چقدره و کلا یک سری اطلاعات دقیق میخوام در مورد پورسانت بازاریاب حضوری خانم برای صحبت با کارفرما در محل ساختمان در حال ساخت همه چیو در نظر بگیرید دیگه خودتون یه چیزی یادم بده بگم که جواب بده که پورسانتم بره بالا چون من از خودم مطمئنم که میتونم هر قرارداری رو به نتیجه برسونم
باتشکر
پارسا حسینی
سلام. شما موارد متعددی رو از وبلاگ خواستین که امیدوارم در پست های بعدی بهشون بپردازیم.
یکشنبه 20 فروردین 1391 16:39
دوست گرامی ، قلم شیوایی داری
از نوشته های خوبت ممنونم
پارسا حسینی
ممنون از شما. پاینده باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.