تبلیغات
بازاریابان - بازاریاب بیمه بودن سخت است؟

بازاریاب بیمه بودن سخت است؟

یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 10:16نویسنده : پارسا حسینی

 

پیش نوشت: این پیام و نوشته ی یکی از همراهان مان در وبلاگ بازاریابان است که برای من ارسال فرموده اند. فکر می کنم که این پیام و پاسخ هایی که با آن همراه می شوند، بتواند مورد استفاده ی همراهان دیگر وبلاگ بازاریابان هم قرار بگیرد. به همین علت ترجیح دادم که این گفتگو از حالت دو نفره خارج شود و به عنوان یک مطلب در این وبلاگ درج شود.

با سلام اگر این متن را آقای پارسا حسینی می خواند جواب بدهند ممنون
اگر هرکسی که می خواهد جواب بدهد بسم الله
بنده نماینده بیمه هستم درجائی که
.1
اینجا مثل همه جاهای دیگر فقط بیمه ایران را قبول دارند
2
.نماینده بیمه بیش از ظرفیت است (بعضی از آنها شغل سوم چهارمشان است)
3
.اینجا بیمه یعنی بیمه ثالث فقط
4
.دراینجا یک هفته مانده به اتمام بیمه ثالث احترام میگذارند بعدش فحش هم بهت نمی دهند
.5
اکثر نمایندگان فقط نشسته اند دردفتر کارشان بدون بازاریابی
.6
اگر نماینده ای بازاریابی که نه دنبال فروش میرود اگرخانم باشد که با پیشنهاد غیر اخلاقی مواجه می شود اگر آقا باشد باید دروغگوی خوبی باشدتابیمه ای بفروشد
.7
اگر اصولی سراغ مشتری رفتی متوجه میشوی که نماینده قبلی آمده چنان دروغهائی گفته که مشتری حاضر به شنیدن حرف شمانیست
.8
فروش دراینجا همراه با کارخاص ویا هدیه دادن ویا اقساط صدساله پیش میرود
جناب حسینی ویا هرکس دیگر شما بفرمائید راه حل مشکل بنده چیست وگرنه نوشتن این همه مطلب را تمام وبروید...
ضمنا بنده 12 سال است که دفتر دارم وفقط 4 سال نماینده بیمه هستم اگر خواستید حاضرم 1000 کیلومتر فاصله رابیایم وحضوری راهنمائی بفرمائید

همراه گرانقدر!

بازاریابی خدمات اصول و ویژگی های خاص خودش را دارد. خیلی از بازاریابان حرفه ای محصولات، در عرصه ی بازاریابی خدمات پایی لنگ دارند.

در میان انواع خدمات هم، فروش و بازاریابی خدمات بیمه در همه جای دنیا یکی از ویژه ترین و پیچیده ترین انواع بازاریابی است.

در کشوری مثل ایران با توجه به فرهنگ و رفتار مشتریان، این کار (بازاریابی و فروش بیمه) کاری پیچیده تر و حساس تر هم  هست.

بنابراین چنانچه شما نتوانید درک درستی از این واقعیت داشته باشید، عملکرد و انتظارات شما مثل بازاریاب های معمولی می شود که نباید اینطور باشد. شما می دانید که هر کاری سخت تر و پیچیده تر باشد و به هر میزان که برای دیگران غیر ممکن تر باشد، فرصت ها و مزایای بیشتری هم به همراه دارد.

با توجه به فرموده های تان خیلی دوستانه و قاطعانه می گویم: یا ذهنیت تان را تغییر دهید و یا شغل تان را. چیزی که تا همین جا می توانم با اطمینان بگویم این است که این شغل با این ذهنیت به شما آسیب می رساند.

دوست من شما یک کارگزار و یا یک مدیر آژانس هستید. تغییر خیلی از چیزها در دستان شما نیست. اول بودن برند بیمه ایران به خیلی چیزهای متعددی بستگی دارد که شما درباره ی آنها کاری نمی توانید بکنید. شما می توانید برای برندی کار بکنید که برای تان بالاترین حد سودآوری را داشته باشد. البته تأثیر امثال خودتان را هم در رشد و قدرت برندهای مشابه نادیده نگیرید. یک برند تصور ذهنی مشتریان از رفتار بزرگوارانی چون شما هم هست.

یادتان باشد در بازارهای اشباع، متفاوت بودن، می تواند خیلی از چشم ها را به سوی شما برگرداند. یک کاری بکنید که بقیه نمی کنند. وقتی همه فریاد می زنند، شما بروید روی یک سکو و پانتومیم بازی کنید!

آیا کسانی نیستند که بیمه ای به غیر از بیمه شخص ثالث هم داشته باشند؟ فکر نمی کنید که ذهنیت شما نیاز به کمی چکش کاری دارد؟ این شما هستید که باید مشخص کنید چه چیزی درست است. چگونه؟ فکر کنید و راههای متفاوتی پیدا کنید. فقط قبل از شروع هر کاری مواظب ذهنیت تان باشید. شما آنچه که در ذهن تان هست را می فروشید.

خودتان را با رفتار مشتریان تان تطبیق دهید و سعی کنید روی رفتار آنها اثرگذار باشید. شما شروع کننده باشید. شما تشکر کنید، بگذارید آنها جواب رفتارهای شما را بدهند.

بازاریابی برای کسی که راه و چاهش را نداند سخت است. پیشنهادهای بی شرمانه و نگاه های اخم آلود همه جا هستند ولی باور کنید که این رفتارها کوچک ترین سنگ هایی هستند که می توانند بر سر راه یک بازاریاب وجود داشته باشند. بروید و شعاری که بر سر در وبلاگ بازاریابان کوبیده ام را یک بار دیگر بخوانید.

شما باید بتوانید به مشتری های تان ثابت کنید که نسبت به بقیه صادق ترید، این موضوع می تواند برای شما یک مزیت رقابتی هم باشد. بگذارید دیگران دروغ بگویند تا راست شما بیشتر مشخص بشود.

شاید 12 سال کار بتواند خستگی ها و یکنواختی هایی را ایجاد کند. از تغییر نترسید هرچند تغییرات کوچک و ناچیز باشند. پیشنهاد می کنم به جای طی طریقی 1000 کیلومتری به ذهن و قلب تان رجوع کنید و کاری که می کنید را یک بار دیگر برای خودتان بسازید.

پس نوشت: منظورتان از آن سه نقطه چه بود؟ که نوشتن این همه مطلب را تمام و برویم چه کار کنیم؟!

اگر بخواهید و بلد باشید، می توانید موفق باشید.   

 

 


برچسب ها: بازاریابی ، بازاریاب ، بیمه ، بازاریابی بیمه ، فروش بیمه ، بیمه شخص ثالث ، تفاوت ، مشتری ، مشتری مداری ، ذهنیت ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 16:33

 
-
من ده ساله نمایندگی دارم ولی جدیدا دارم کار ساختمان انجام می دهم سودش هم خیلی بیشتر از بیمه هست شما نباید خودتان را اسیر یک شغل کنید در شهری که هستید باید ببنید چه کاری داغ هستش وقت خودتان را تلف نکنید .
پارسا حسینی
البته این هم یک حرفی است برای خودش. مهم این است جناب ابراهیم که اگر شما آن 10 سال را سپری نمی کردید با این اوصاف، به این تشخیص هم نمی رسیدید، احتمالاً.
شنبه 16 اردیبهشت 1391 21:27
جناب حسینی با اجازه شما بعضی از مطالب شما را با ذکر منبع در وبلاگ خودم قرار میدم . اگر خدایی نکرده اشکالی داره بفرمایید .
پارسا حسینی
خواهش می کنم، باعث افتخاره.
شنبه 16 اردیبهشت 1391 21:24
سلام دوست گرامی و سلام جناب حسینی عزیز. من یک نماینده بیمه هستم با سابقه کمتر از 3 سال . با گفته های جناب حسینی کاملا موافقم . مهم برند خود شماست نه برند شرکت شما . شما فقط از نشدنی ها گفتید . اگر بگیم نمیشه خب حتما نمیشه . ولی اگر ایمان داشته باشیم که میشه و راههای مختلف رو بررسی و اجرا کنیم حتما میشه . اگر راهی که دیگران رفتند رو شما هم برید به همون نتایجی که اونا گرفتن میرسین . یه کم تغییر ایجاد کنین . همین الان یه تغییر کوچولو ایجاد کنین. مطمئن باش احساس بهتری پیدا میکنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.