تبلیغات
بازاریابان - بازاریابی بدون تمرین

بازاریابی بدون تمرین

چهارشنبه 24 خرداد 1391 09:40نویسنده : پارسا حسینی

 

 الآن که بر می گردم و به چهار پنج سال قبل نگاه می کنم، می فهمم که اوضاع خیلی عوض شده است. خیلی ها دیگر بازاریابی را یک شغل بد نمی دانند. ذهنیت خیلی ها تغییر کرده است در این خصوص.

همین چند سال پیش تعداد آموزشگاهها و آموزش دهندگان بازاریابی و فروش خیلی کم بود. بر عکس این روزها که تا دلتان بخواهد پر شده است از آموزشگاه و آموزش دهنده و سمینار و کنفرانس و برنامه های آموزشی و نرم افزارهای آموزشی و تورهای آموزشی و چه و چه برای بازاریابی و بازاریابان.

چنین وضعیتی قابل پیش بینی بود. در همان چند سال پیش که با دانسته های اندکم در اینجا و آنجا دوره آموزشی برگزار می کردم و دغدغه ی آموزش بازاریابی را داشتم، می توانستم چنین روزهایی را به وضوح ببینم.

من از چنین وضعیتی خوشحالم. خوشحالم از اینکه بازاریابی دیگر یک شغل بد و منفور متصور نمی شود و مردم کم کم با اهمیت نقش بازاریابی و بازاریابان در چرخه های اقتصادی و تجاری شان آشنا می شوند. چنین پذیرشی به نفع بازاریابان هم هست چون مردم دیگر از آنها فرار نمی کنند.

اما با بررسی اجمالی چند دوره ی آموزشی و عملکرد بازاریاب های امروزی می توانم بفهمم که "تمرین نکردن" همچنان عارضه ای است که بیشتر بازاریابان ما بدان گرفتارند.

البته تمرین نکردن عارضه ی امروزی نیست بلکه از گذشته هم بوده است و در آینده هم خواهد بود. چنین عارضه ای را دو فرد می سازند یکی آموزش دهنده و دیگری آموزش گیرنده.

متأسفانه شیوه های آموزشی ما در عرصه ی بازاریابی بیشتر یک طرفه است. شیوه ای منسوخ شده که به هیچ وجه با شرایط امروز مطابقت ندارد.

برای آموزش بازاریابی ما به کارگاه های عملی و دوره های کاربردی بیشتر از سمینارها و سخنرانی ها نیاز داریم. بازاریاب باید اصول آموزشی را تمرین کند و آموزش دهنده باید بر تمرینات او دقت و ملاحظه داشته باشد.

بازاریاب ها به درس های تئوری نیازی ندارند. آنها باید بتوانند در عرصه ی عمل خوب رفتار کنند و یادگرفته های شان را مورد استفاده قرار بدهند. بازاریاب ها نیاز به خوب صحبت کردن دارند. آنها باید بتوانند مخاطب شناسی کنند. آنها باید بتوانند در موقعیت های درست تصمیمات درست اتخاذ کنند. آنها باید مدیریت بر احساسات را یاد بگیرند و ... همه ی این یادگرفته ها بدون تمرین و تکرار ارزشی ندارد که ندارد.

در واقع با سیستم های درست و خلاقانه ی آموزشی آموزش دهندگان باید بتوانند بازاریابان را با تجربه های مختلف آبدیده کنند نه اینکه یک مشت تئوری و حرف قشنگ را بگذارند توی جیب شان و بگویند بروید و بازاریاب باشید.

متأسفانه اهمیت تمرین کردن برای بازاریاب ها به خوبی درک نشده است. بیشتر بازاریاب ها مثل کسانی هستند که اصول رانندگی را به خوبی بلدند ولی وقتی که پشت فرمان قرار می گیرند پدال گاز و ترمز را از هم تشخیص نمی دهند.

تمرین و تکرار فراوان یاد گرفته ها و نکات آموزشی از هر منبعی که باشد، مهمترین اصل موفقیت در بازاریابی است.  


برچسب ها: بازاریابی ، بازاریاب ، فروش ، فروشنده ، سمینار ، آموزش ، کنفرانس ، کارگاه آموزشی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 خرداد 1391 12:01

 
پنجشنبه 25 خرداد 1391 12:28
جناب حسینی عزیز
سلام؛
لطفاً با آن نثر شیوایی که دارید کمی در خصوص بازاریابی بیمه بویژه بیمه عمر هم مطلب بنویسید. اینکه ازنظر شما - و نه آنطور که معمول و مرسوم است - چه اولویت هایی را باید قبل و همزمان و بعد ازفروش در نظام رفتارحرفه ای مراعات کرد و همچنین شیوه های افزایش فروش و...
البته عذر خواهم و متوجه ام که همین چند خط به تعداد موهای سر و بلکه بیشتر اسباب زحمت است و کتابهایی که در این زمینه هاست کم نیستند اما قبول کنید که نگاه و نثر و درس گفتارهاتان زمزمه محبتی است که جمعه به مکتب آورد...
به امید دیدار.
پارسا حسینی
سلام. جناب حقیقت. لطف دارین شما.
چشم.
در برنامه ی وبلاگ قرار میدم امرتون رو.
پایدار باشید.
چهارشنبه 24 خرداد 1391 19:53
سلام

چگونه میتوانم مدیریت بر احساسات را یاد بگیرم
پارسا حسینی
سلام.
مدیریت بر احساسات بخشی از مدیریت بر خود است. روش ها و آموزه هایی دارد که در کتاب های مختلف بیان شده اند. همه ی این آموزه ها نیاز به تمرین و تکرار دارند. واقعیت امر این است که در این زمینه کتاب یا منبع مستقیمی را ندیده ام که بخواهم به شما آدرس بدهم ولیکن چنین آموزه هایی را از چند ده کتاب و منبع گردآوری کرده ام. در واقع مدیریت بر احساسات بیشتر تکلیفی تمرینی و فردی است به نظرم. احتمال این می رود که به زودی در این باره بنویسم در همین وبلاگ.
... نمی دونم چرا یک دفعه جو کتابت گرفتم!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.