تبلیغات
بازاریابان - دو تکه ی معنوی

دو تکه ی معنوی

سه شنبه 30 خرداد 1391 17:26نویسنده : پارسا حسینی

 

روز مبعث همیشه برای من مقارن می شود با یک مرور یک ساله درباره ی امور معنوی در زندگی ام. در این روز درباره ی مسلمان بودنم و شیعه بودنم فکر می کنم. به این فکر می کنم که بر اساس معیارهای دینی که پذیرفته ام، چگونه رفتار کرده ام.

این مسئله برای ما بازاریابان خیلی مهم است. جاری کردن امور معنوی در زندگی کاری ما خیلی مؤثر است.

من قلباً و عقلاً به همه ی ادیان الهی و پیروانشان احترام می گذارم و برای خودم و دین خودم هم احترام قائلم. بعضی وقت ها به مطالعه در این خصوص می پردازم و هر بار بیشتر می فهمم که با الگوی یک مسلمان واقعی چقدر فاصله دارم. در روز مبعث پیامبر هر سال به این قبیل موارد فکر می کنم و سعی می کنم بیشتر قرآن را بفهمم.

در این روزها که اوضاع معنوی جامعه مان شلوغ و پلوغ و به هم ریخته و پر سر و صداست و خیلی ها با زبان دین زیان می رسانند به باورهای مردم دیندار و چوب می زنند به پشت آنهایی که شاید کمی بتوانند به دین نزدیک تر شوند، مرام معنوی داشتن و پایبندی به اخلاقیات کار سخت و پیچیده ای است.

شاید بر اساس این قاعده که می بایست شخصیت واقعی انسان ها را در شرایط سخت آزمود، در همین شرایط محیطی و اجتماعی باید معیارهای دینی مان را هم بیازماییم.

باورهای دینی در کسب و کار و رفتار شغلی مان خیلی مؤثرند. گذشته از یک دسته انسان نمایانی که لباس زیبایی از دین را بر جسم و عقل بی مقدارشان کشیده اند و از دین عبایی دوخته اند برای فریب و فرار، رفتار دینی و معنوی موجب قاعده مندتر شدن روابط و شرایط کاری می شود. خیلی ساده است، فکرش را بکنید که قشر بازاریابان همیشه صادقانه حرف بزنند. همین یک مورد موجب می شود تا سرعت تصمیم گیری برای مشتری و بازار تقاضا بالا برود چون هر بقالی می تواند بگوید که امروز ماستش ترش است! (در این روزها که به جای ماست نشاسته می فروشند و به جای آبلیمو آب کاه و ...)

روز مبعث امسال با سالروز شهادت دکتر علی شریعتی هم مصادف شده بود.

من از حدود 15-16 سالگی کتاب های ایشان را مطالعه می کردم و با اینکه خیلی وقت ها خیلی از نوشته هایش را نمی فهمیدم ولی نثر زیبا و عمق مطالبش چنان با حس و جانم گره می خورد که خواندن آثارش کار همیشگی ام شده بود در آن سال ها. نوشته های دکتر شریعتی در شخصیت و تربیت من خیلی مؤثر بوده است. خدا بیامرزد ایشان را عجب قدرت نوشتاری و فکری داشته است.

در این روزها چیزهایی می بینم که روحم آزرده می شود. می بینم که برای ارزش های این چنینی جُک سازی می کنند تا با خندیدن به امثال شریعتی مثل خیلی چیزهای مهم دیگر برای مان عادی بشوند این آدم ها. خیلی بد است. عادی شدن قهرمانان یک جامعه به دست خود مردم خیلی بد است.

وقتی به خودم و به آدم های این روزها نگاه می کنم می بینم که چقدر عوض شده ایم. چقدر سطحی نگر و دم دستی شده ایم. چقدر شبیه جوامعی شده ایم که خالی و سبک و بدون هر محتوایی می روند و می خورند و فخر می فروشند و پز می دهند و تنبلی می کنند و اسراف می کنند و به هم می خندند و بی رحم و مروت شده اند و ... اوووووووَه چقدر هوار نکشیده دارم!

این سخن دکتر شریعتی را از یاد نمی برم که: «ارزش یک مرد به اندازه ی دردهای فروخورده اش است.»


آخرین ویرایش: سه شنبه 30 خرداد 1391 17:39

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.