تبلیغات
بازاریابان - دریای آینده

دریای آینده

سه شنبه 13 تیر 1391 10:36نویسنده : پارسا حسینی

 

مدت ها بود که از این دست مطالب ننوشته بودم در اینجا و شما هم نخوانده بودید.

بعضی وقت ها اینطوری می شویم نا خواسته. یعنی یک قسم عادت هایی که خوبند برای مان را ذره ذره اینقدر انجام نمی دهیم که فراموش مان می شوند و از سرمان می افتند. شاید آنها را با یک سری عادت های جدید جایگزین می کنیم. عادت های جدیدی که ممکن است به خوبی همان عادت های قبلی مان هم نباشند.  وقتی که دری به تخته ای می خورد و دوباره یادمان می افتد که ای وای یک زمانی اینگونه بوده ام، حسرت می خوریم که چرا آن رفتارهای مفید را تکرار نمی کنیم.

مدت ها بود که توی این وبلاگ از دست نوشته هایی که حکایت از زندگی های روزمره و شرح خودمان دارد، دوری می کردم. امروز جمله ای به تور ذهنم افتاد که فیلَم را به یاد هندوستان انداخت.

«زمانی که خاطره های تان از امیدهای تان قوی تر شدند، روزگار افول تان در راه است.»

جمله این بود. دیدم که عجب گرفت مرا! دیدم که این روزها چقدر به یاد کودکی و آرامش چفت شده به آن روزها می افتم. دیدم وقتی که حالم بد می شود و یا چیزی آشفته ام کرده است، می افتم روی تختم و چشمهایم را می بندم تا بتوانم آنها را به روی خاطرات گذشته ام باز کنم. می روم و غرق می شوم توی کودکی هایم و توی یکی از گمشدن های آن دوران گم می شوم. می بینم که پدر و مادرم جوان اند و من غرق در شوق و شادی آن روزهایم.

بعد که تلنگری یا صدایی پلک هایم را از روی هم بر می دارد، دوباره می افتم توی طلسمی به نام واقعیت امروز و همه ی آن خاطرات محو و نابود می شوند دوباره.

می بینم که این روزها بیشتر خیال پردازی هایم رو به گذشته اند و می تواند به این علت باشد که این روزها خیلی سخت می گذرد. نه تنها به من، به خیلی ها سخت می گذرد.

وقتی که این روزهایم را بالا وپایین می کنم، می بینم که وزن خاطره هایم خیلی بیشتر از امیدهایم شده و بدتر از این، سعی می کنم از اکنون فرار کنم.

با این جمله ایستادم و به حال این روزهایم نگاه کردم. سعی کردم برای کمی هم که شده این حالت پیری و زوال را از خودم دور کنم. از منِ امروزم فاصله گرفتم چند قدمی. سعی کردم دستم را سایه بان چشمانم کنم و روی پنجه ی پاهایم بایستم و چشمانم را تیز کنم و در آینده ام چیزی را پیدا کنم. جذبه ای که بیاید و مرا با خودش به آینده ببرد. به آرزوهایی که در همان گذشته ی پر از آرامش می خواستم شان.

من نمی دانم که شما الآن در چه وضعیتی هستید. ولی بد نیست بلند شوید و از گذشته ی زمین نشسته تان که شما را گرم صحبت کرده است فاصله بگیرید و روی پنجه ی پاهای تان بایستید و در مسیر آینده چیزی را جستجو کنید.

نمی خواهم بگذارم که در این روزهای اضطراب و سر درگمی در باتلاق خاطره هایم گم شوم. می خواهم با آینده خوش باشم. می خواهم خودم را برای اتفاقات آینده آماده کنم. می خواهم دنبال آرزوهای گم شده ام بگردم. می خواهم دوباره با جسارت تمام مطمئن باشم که روزی در آینده ...


برچسب ها: امید ، آینده ، گذشته ، خاطره ، قدرت ، ایمان ،
آخرین ویرایش: - -

 
چهارشنبه 28 تیر 1391 09:05
( و کسانی که درد مشترک دارند یک ملت اند.) سلام و ممنون از پاسخ برازنده جنابعالی به متن بدون نام ام که بدینوسیله عذرخواهم.
پارسا حسینی
سلام. پاینده باشید.
سه شنبه 27 تیر 1391 11:38
سه شنبه 27 تیر 1391 10:56
سلام دوست ارجمندم
چقدر این متن به حال و روز امروز بسیاری از ما می چسبد! همینطور هاست که نوشته ای. به نظرم واقعیت تلخ پیرامون ما علت همه ی این حسرت هاست. ملتی که شادی هایش را در خاطراتش جستجو کند معلوم است که بیماراست.البته پناه بردن به گذشته تا حدی طبیعی و نیاز انسان است اما اینگونه که بسیاری از ما به گذشته مبتلاییم و حسرتش را داریم، خوب حتماً ما همه به یک درد مشترک بیماریم!!
پارسا حسینی
و کسانی که درد مشترک دارند یک ملت اند
ممنون از شما
چهارشنبه 21 تیر 1391 21:45
بسیار زیبا نوشته بودی ؛ تحت تاثیر قرار گرفتم

من به آینده امیدوارم و برای رسیدن به اهدافم تلاش میکنم امیدوارم سختی ها زمینم نزنند که نمی زنند
شنبه 17 تیر 1391 20:31
agha parsaie aziz salam. kheili vaghte be weblogeton sar nazadam. nemidonam hamid ghorghoro yadeton miad hamash eirad migereft az nabode sharayete amozeshi?
be harhal khoshhalam bazam omadam nevehstehaye zibatono khondam. rasti kash mishod hamontor ke ma marda az roze zan migimo az ghadr dani az zano madar , zanha ham marefat dashtano az mardo ghadr dani az mard migoftan ke tadole eshgho dosti jamero be samte eidealha bebare
سه شنبه 13 تیر 1391 22:49
:-??
پارسا حسینی
چرا :- ؟؟/ ؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.