تبلیغات
بازاریابان - بازاریابان

بازاریابان

دوشنبه 23 مرداد 1391 10:44نویسنده : پارسا حسینی

 

این روزها وبلاگم کمی شل و ول شده است. نمی دانم شاید از روی ریاضت های ماه رمضان باشد و یا به خاطر ذهن آشفته ی این روزهایم.

قصه ی من و این وبلاگ هم قصه ی عجیبی است برای خودش. از آن هوس هایی است که یک دفعه بیخ ریشم چسبید و بعد کم کم شد بخش مهمی از زندگی ام.

راستش را بخواهید اول کار قرار نبود که این طوری بشود. فکر نمی کردم که سه سالگی اش را ببینم. ولی این وبلاگ هم دارد قد می کشد هر روز برای خودش. دیگر کار از کار گذشته است و هر دوی مان به هم وابسته شده ایم.

مشغله های این روزها و آشفتگی های فکری و خستگی های جسمی ام نمی گذارد که تازه اش کنم. وقتی می آیم و آمار مخاطبانش را می بینم دلم برایش می سوزد.

ولی چه بنویسم؟ چگونه بنویسم؟

وقتی که می خواهم ذهنم را جمع و جور کنم و شروع به نوشتن کنم، هزار تا عنوان پشت سر هم صف می شوند توی کله ام. یک صف شلوغ و پلوغ و پر سر و صدا که هر کدام سعی می کند از دیگری جلو بزند و بیفتد توی انگشت هایم تا کلیدهای صفحه کلید را هی بفشارم و آنها را بسازم و بعد از توی پنجره ی وبلاگ بیفتند توی ذهن چند تا مخاطب و بعد آمار بینندگان وبلاگ بالا برود و من هم دلم برای بازاریابان نسوزد!

ولی نه!

من دغدغه ی آمار بالا ندارم. نمی خواهم بگویم برایم مهم نیست ولی مهمتر از آن برایم وقت مخاطب وبلاگ است. که وقتش با چرندیاتِ آمار بالا بر و به هر طریق ممکنی ضایع نشود. این قولی است که در همان روزهای اول تولد وبلاگ بازاریابان به خودم دادم. اینکه برای مخاطب ارزش قائل باشم و چشمان او را بیخودی درگیر با خودم نکنم.


آخرین ویرایش: دوشنبه 23 مرداد 1391 11:08

 
شنبه 6 آبان 1391 09:42
با عرض سلام خدمت مدیر محترم.مطالبتون پرباره.خسته نباشید میگم.به امید دیدن مقاله های به روز در وبلاگتون خدانگهدارتون.
پارسا حسینی
سلام. متشکرم
چهارشنبه 1 شهریور 1391 08:09
با سلام
من مدیر فروش بیمه هستم از تعدادی از مطالب ناب وبلاگتان استفاده کردم. مدتهاست در مورد بازاریاب و بازاریابی تحقیق میکنم اما بکرترین مقالات را از این وبلاگ بدست اوردم
با تشکر
پارسا حسینی
لطف تان مستدام آقای عبدالرضا.
پاینده باشید.
سه شنبه 31 مرداد 1391 08:41
سلام دوست ارجمندم.ممنون که با حوصله و دقت و درخور ستایش می نویسی. به سهم اندک خودم که مخاطب همیشه ی وبلاگ شما هستم به جان و دل اقرار می کنم که : نویسنده ی این وبلاگ صادقانه ترین و پاکیزه ترین نگاه و کاربردی ترین روش و منش های بازاریابی را در من و ما پرورش داده و می دهدو...
وقت هایی که از نوشته ی قبلی تا نوشته ی تازه ، دیر می افتد مطمئن ام که شما طوفانی در ذهنیت تا نوک بینی بین ما ایجاد خواهی کرد. به قول سهراب سپهری که در ستایش فروغ فرخزاد گفته بود :
( بزرگ بود
وبا تمام افق های باز نسبت داشت...)
شما هم اینچنین اید. و این جملات از نوع هندوانه های معمول و مرسوم جامعه ی ما نیست. باور قلبی انسانی است که زحمات شما را ارج می نهد. موفق و سربلند باشی.
پارسا حسینی
ممنون جناب حقیقت. البته خیلی وقت ها هم دیر به دیر نوشتن من نقل خانه نشستن از اجبار چادر نداشتن است. خیلی وقت ها که نمی نویسم، واقعاً حرفی برای گفتن ندارم و نمی خواهم وقت شما را بیهوده تلف کنم.
پاینده باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.