تبلیغات
بازاریابان - از پارسا به دکتر بی ادب، روی خطید؟

از پارسا به دکتر بی ادب، روی خطید؟

سه شنبه 31 مرداد 1391 09:33نویسنده : پارسا حسینی

 

«زیاد بفروشید . از رقبایتان جلو بزنید . مشتریانتان را قفل کنید !! . خوب خوب و زیاد زیاد بفروشید ...
حرف مفت میزنی چرا ؟
با همین چرت و چرتا صنعت رو از مشاور جدا می کنین دیگه . حالا خودت با این روش کجا رو اباد کردی ؟
خسته نمیشی انقدر ... مینویسی ؟؟»

...

این نوشته ی یکی از خوانندگان وبلاگ بازاریابان است که خودش را «دکتر بی ادب» معرفی کرده است. مطمئنم که ایشان از نوخوانندگان این وبلاگ هستند و اگرنه، اگر کمی انصاف خرج می کردند، بنده و این وبلاگ را به ... نوشتن متهم نمی کردند.

با امید به اینکه ایشان باز هم برای خواندن ... به اینجا بیایند، این چند خط را می نویسم.

جناب دکتر بی ادب! این عادت بسیاری از ما ایرانیان است که در دنیای وب چون جرأت جدل علمی و نقد منصفانه را نداریم، صرفاً به این دلیل که دیده نمی شویم، خودمان را معرفی نمی کنیم و از خودمان رد تماسی به جای نمی گذاریم. اگر هدف شما نقد علمی است، فحش است، دعوا است و یا هر هدف دیگری، لااقل یک رد تماسی بگذارید که ما هم بتوانیم از خجالت تان دربیاییم.

شما گفته اید که چرت و پرت های این وبلاگ، باعث جدایی صنعت از مشاور می شود! واقعاً؟ شما مشاور صنعت هستید؟ هر چقدر فکر کردم نتوانستم در این رابطه خودم را به چیزی آویزان کنم تا کمی منظورتان را بفهمم ولی دوباره به یاد جدایی نادر از سیمین افتادم که واقعاً فیلم تحسین برانگیزی بود، شما این فیلم را دیده اید؟

اگر زحمت بکشید و چرخی توی این وبلاگ بزنید می توانید بفهمید که خود من مخالف بازاری نوشتن و مخاطب فریبی هستم. از طرفی وبلاگ یک رسانه ی فردی و غیر رسمی است بیشتر تا عمومی و رسمی. نه به خاطر این نوشته ها حقوقی دریافت می کنم و نه درآمدی عایدم می شود  و نه ... . فکر می کنید چرا بعضی وقت ها از توی یک خروار کار و مشغله خودم را بیرون می کشم و برای این وبلاگ مطلب می نویسم؟

حالا که حرفش به وسط آمد می گویم. هیچ کسی که اهل کتاب و مطالعه باشد نمی تواند ادعا کند که حتی برای مدتی کوتاه هم که شده شعار زده نشده باشد. بیشتر کتاب هایی که می خوانیم اینگونه اند و خواسته و ناخواسته روی ذهن ما تأثیراتی می گذارند. ولی وقتی می افتی توی کار، وقتی باید بفروشی، وقتی باید به مدیرت طرح و برنامه بدهی، وقتی باید یک تبلیغ را مدیریت کنی، وقتی کار اجرایی می کنی، آن وقت خیلی از خوانده هایت را الک می کنی و سعی می کنی دنیای ذهنت را با دنیای واقعیت هماهنگ کنی. آن وقت است که هی توی سرت این صدا می پیچد که: اینجا ایران است... اینجا ایران است... شما را نمی دانم ولی بیشتر مشاورین ما شعار زده و کتابی اند دقیقاً به این علت که دنیای ذهنی شان با واقعیت ها متفاوت است مگر اینکه با تجربه های اجرایی و واقعی شخصیت مشاور پیدا کرده باشد که البته تعداد اینها هم کم است. من هم اکنون درگیر کار اجرایی هستم. نه ادعای مشاوره دارم و نه آموزگاری. من فقط یک مدیر اجرایی هستم و اتفاقاً یا علی الدلیل، سازمانی که من یکی از مدیرانش هستم خوب آباد است شکر خدا.

حرف آخر اینکه، با درک ناراحتی شما از وضع موجود بازاریابی ایران، بی ادبی حتی برای دکترها هم راه نقد علمی و نیت خیر را می بندد.

در اینجا می توانیم با هم «انسانی» گفتگو کنیم.  


برچسب ها: گفتگو ، بازاریابی ، وبلاگ ، نقد ، فروش ، مشاوره ،
آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 08:47
واقعا زحمت زیادی کشیدید همون دکتر بیادب اگه چیزی تو چنته داشت رو میکرد و ادرس وب سایتشو میداد. اینها اصلا نمیفهمن بازار چی و دنیا به چه سمتو سویی پیش میره.اگه شعور ما بالاتر بود که این وضعمون نبود و بقول شما از خودمون ردی میزاشتیم و پای حرفمون میایستادیم.دردو بر پارسا.
در ضمن شاگردای تنبل گاهی کلاسو اتیش میزنن
دوشنبه 13 شهریور 1391 14:48
سلام پارسا جان
اینگونه انتقادها نشون میده كه حتی مدعیان بی انصاف هم نمی توانند از خواندن مطالب ارزشمندت چشم پوشی كنند.
شخصا نوشته هات رو بسیار دوست دارم. هم خوب می بینی و هم خوب بیان می كنی.
امیدوارم انتقادهای غیرمنصفانه و گاهی بی ادبانه اندكی از خوانندگان مانع قلم زدنت نشه.
برای شما دوست عزیز و همه فعالان بازاریابی كشور آرزوی توفیق و سلامتی دارم

پارسا حسینی
سلام جناب بختایی، همیشه قدردان حمایت هاتون هستم. متشکرم.
چهارشنبه 8 شهریور 1391 12:16
سلام. امروز به قدری از مزاحمت این به ظاهر دکتر برای جنابعالی دردمند شدم که در مطلب اولی که برایتان به اختصار و خصوصی فرستادم از ادب مرد به زدولت او... خارج شدم. هم از این طریق از جنابعالی عذرخواهم و هم برای ایشان (دکتر) آرزوی سلامتی وصفای ضمیر می نمایم.
پارسا حسینی
سلام.
از احساسی که خرج فرمودید، سپاس گزارم.
جمعه 3 شهریور 1391 21:17
پارسا جان سلام.برایم جالب بود که شما هم مورد لطف ایشان قرار گرفته اید.فکر میکردم فقط من مورد توجه ایشان هستم.برای ای عزیز دل از صمیم قلب ارزوی ارامش می کنم.و یه شما بابت موفقیت هایتان تبریک می گویم.خداوند همه ما را از دام حسد و در تاریکی مخفی شدن و ناسزا گفتن به فعالان حوزه بازاریابی محفوظ بدارد
پارسا حسینی
سلام جناب استاد. از لطف همراهی شما بسیار خوشحال شدم. علی الإتفاق در چند پیام دیگر که برای من نوشته بودند، بسیار به شما تاخته بودند! ولی با اجازه ی شما همان است که عرض کردم، ایشان اگر دلسوزانه و نه از روی حسادت و دشمنی پیام ریزی می کنند، یک ردی برای شنیدن پاسخ هم باید بر جای بگذارند. و اگر نه، بگذارید حرف بزند برای خودش.
پاینده باشید.
چهارشنبه 1 شهریور 1391 07:40
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر