تبلیغات
بازاریابان - ارزش فاصله

ارزش فاصله

شنبه 2 شهریور 1392 17:53نویسنده : پارسا حسینی

 

فاصله

تا به حال چنین احساسی را تجربه نکرده بودم. (راستش را بخواهید بر این باورم که هیچ احساسی را نمی توان دو بار تجربه کرد. اگر این موضوع را ادامه بدهم حرف تو حرف می شود و از حرف اصلی دور می شوم کلی!)

مثل کسی که مثلاً پایش بر اثر شکستگی مدتی توی گچ می ماند از نعمت درست راه رفتن محروم می شود و بعد از باز شدن قفل گچی دوباره می تواند راه برود، یک چنین احساسی دارم.

پس از مدت ها دوباره دارم می نویسم و و برای بازاریابان می نویسم.

ای کاش کلمات آن قدر قدرتمند بودند تا می توانستم شما را نیز با این احساس عجیبم شریک کنم.

دوباره می نویسم.

منظورم از دوباره، معنی تحت اللفظی آن نیست. انگار یک نوع تولد نوشتن است. مثل کسی که مدت ها نبوده و تو هم قید دیدن دوباره اش را زده ای و یکدفعه جلوی چشمانت سبز می شود.

امروز بعد از مدت ها نفسی تازه کردم و چند جایی سر زدم و افتادم توی حال و هوای نوشتن. ولی درست مثل همان آدمی که تازه قفل گچی از روی پایش برداشته می شود و نمی تواند درست و درمان راه برود، توی نوشتنم هی لنگ می زنم و کلمه کم می آورم و بریده بریده فکر می کنم.

امروز ارزش فاصله گرفتن را فهمیدم.

پس نوشت: دوباره به امید خدا زود به زود به روز می شویم. شوخی نمی کنم. برگشته ام.

 


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.