تبلیغات
بازاریابان - کذبیات یا تبلیغات؟

کذبیات یا تبلیغات؟

چهارشنبه 6 شهریور 1392 16:15نویسنده : پارسا حسینی

 

امروز گذرم به یک بانک سه حرفی افتاد.

شماره ام را گرفتم و در صف انتظار منتظر شدم. از بین چند باجه، فقط دو باجه کار می کردند و آن دو باجه هم توسط مشتری های آشنا حسابی مشغول بودند و بعضی وقت ها هم که «سیستم» قطع می شد، دستان شان را پشت سرشان می گذاشتند و نفس چاق می کردند.

یک آقایی بغل دست من نشسته بود و زبان به گلایه و اعتراض باز کرده بود و به زبانی بسیار ساده ولی بسیار درست و دقیق تمام ساختار مدیریتی بانک را به نقد کشیده بود.

ای کاش یکی از مشاورین بازاریابی این بانک این قدر باهوش می بود که از این نقدهایی که توی شعبه و روی زبان مردم، جاری است، استفاده کند به نفع سازمان اش، ای کاش!

من هم ساکت و شنوا به حرف هایش گوش می دادم و به تابلوی تبلیغاتی جلوی چشمم خیره شدم. شعارهای تبلیغاتی بانک سه حرفی که توی تیزرهای تلویزیونی اش موج می زند، از توی تابلو در حال تردد دائمی بودند. بانک پیشرو، خیالی آسوده، نخستین در ...، بهترین در ... و حرف های آقای بغل دستی ام موسیقی این شوی تبلیغاتی واقعی شده بود.

واقعاً و واقعاً تا وقتی که شعارهای تبلیغاتی مان بیشتر به کذبیات نزدیک تراند، ما چیزی به نام تبلیغات نخواهیم داشت.

پس نوشت: بانک سه حرفی واقعاً فکر کرده با تغییر لوگو و تیزرهای خوش ساخت به لحاظ کارگردانی و شعارهای قلمبه سلمبه می تواند ... زهی خیال باطل. محل جستجوی راهکار توی شعبه هاست نه توی کتابها و پشت میزها!


برچسب ها: بانک ، بازاریابی ، تبلیغات ،
آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 11 آذر 1392 14:43
سلام
من تازه با این وبلاگ آشنا شدم. خیلی عالیه. بلکه خیلی خیلی عالیه. حالا با آقای حقیقت موافقم که آقای حسینی بیشتر به این وبلاگ برسید خواهشاً.
پارسا حسینی
سلام. متشکرم. چشم.
شنبه 11 آبان 1392 22:31
با سلام وخدا قوت خدمت مدیریت محترم وبلاگ
وبلاگ خوب و ارزشی دارین و مطالب جامع و آموزنده ای رو در اون به نمایش گذاشتین
من هم یک وبلاگ درزمینه مدیریت بازرگانی-بازاریابی ایجاد کردم که د رصورت تمایل خوشحال میشم که با همدیگه تبادل لینک داشته باشیم
عنوان وبلاگ:بازاریابی مبتنی برعمل ( OBM)
با آدرس:www.bestmarketing3.blogfa.com
لینک کردین حتما به بنده هم اطلاع بدین که وبلاگ ارزشی شما رو لینک کنم
با تشکر
پارسا حسینی
سلام. ممنون. در اولین فرصت ممکن خدمتگزاری می کنم. پاینده باشید.
پنجشنبه 9 آبان 1392 14:02
سلام ارجمند نازنین
خواهشمندم هرگاه که فاصله می افتد بین نوشته هایتان لااقل چند کتاب یا مقاله که به حرف دلتان نزدیک اند را معرفی کنید. هیچ کس نخواند من تشنه یادگیری ام.حتماً شنیده اید:
طی این مرحله بی همرهی خضرمکن...
پارسا حسینی
جناب حقیقت جنابعالی یکی از بزرگترین انگیزه های من برای زنده نگه داشتن این وبلاگین. باور کنین خیلی خیلی دوس دارم مثل گذشته در این شاخه فعال باشم ولی مسئولیت های اجرایی که در این سازمان روی دوشم هست و تعهد عمل به همه مواردی که در این وبلاگ نوشتم، زمانم رو مثل یک قطره آب محدود و گذرا کرده. من به شما خیلی ارادت دارم و از اینکه این موارد رو راجع به من می گین، خجالت می کشم. به هر حال متشکرم. بنده چیز زیادی برای عرضه و استفاده ندارم.
پنجشنبه 11 مهر 1392 11:59
خدمت دوست و استاد ارجمندم پارسا حسینی عزیز
با سلام
جان به لب شدم تا شاهد به روز شدن وبلاگتان باشم. جان برادر! یادتان باشد ایام مدرسه وقتی معلم ها دیکته می گفتند قدم می زدند و حین بلند خواندن حروف وکلمات و جملات ، گوشه چشمی هم به دفترو اوراق شاگردان داشتند تا مطمئن شوند حتی کندترین دانش آموز هم به خط و کلمه اصلی رسیده است یا حتی دارد صحیح می نویسد یا نه و ... منظورم این است که شما هم گاه گاهی و بلکه بیشتر سری به وبلاگ بزن. من مشق ها و دیکته های کسب و کارم را از شما می آموزم.
پارسا حسینی
سلام. فکرمی کنم نه، مطمئنم لقب معلمی برای من مثل کتی است که 3،4 سایزی برایم گشاد است.
واقعاً و از صمیم قلبم معذرت می خواهم. نوشتن برایم سخت شده این روزها. البته نوشتنی مسئولانه. با یکی از دوستان خوبم در صدد راه اندازی وب سایت یک بازاریاب هستیم که متأسفانه بدقولی های ایشان هم مزید بر بی نظمی من شده است. به هر حال به زودی بر مشکل موجود غلبه خواهم کرد.
از لطف همیشگی شما همیشه سپاسگزارم.
با احترام
شنبه 6 مهر 1392 14:20
متاسفانه مشاوران بازاریابی فقط در فکر جذب مشتری هستند. بنابراین تبلیغات تنها متغیری است که به کارشان می آید و توجهی به حفظ مشتریان ندارند.
پارسا حسینی
البته زاویه دیدگاهمان کمی متفاوت از هم است ولی با این وجود ممنون از اظهار نظرتان.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.