تبلیغات
بازاریابان - بازاریاب بشوم یا نشوم؟

بازاریاب بشوم یا نشوم؟

شنبه 23 آذر 1392 11:53نویسنده : پارسا حسینی

 

پیش نوشت: همراهان وبلاگ بازاریابان بارها و بارها از من پرسیده اند که آیا بازاریاب بشوم یا نشوم؟ در این نوشته می خواهم سهم کوچک خودم را در این تصمیم سرنوشت ساز ارائه کنم.

...

بازاریابی برای بعضی ها یک شغل است، برای بعضی ها یک اجبار، برای بعضی ها یک حرفه، برای بعضی ها یک تخصص، برای بعضی ها علاقه، برای بعضی ها یک اتفاق، برای بعضی ها یک کابوس، برای بعضی ها یک خاطره، برای بعضی ها یک پله، برای بعضی ها یک پرتگاه، برای بعضی ها یک تجربه و برای خیلی ها ناشناخته!

اجازه بدهید این موضوع را از یک مسیر دیگر هم توی ذهن مان بیاوریم. مثلاً شغل مهندسی نرم افزار کامپیوتر را در نظر بگیرید. یک مهندس نرم افزار کامپیوتر می تواند یک فرد ثروتمند، یک فرد فقیر، یک فرد خوشبخت، یک فرد بدبخت، یک فرد موفق، یک فرد ناموفق، یک فرد متخصص، یک فرد آماتور، یک فرد مجرب، یک فرد بی تجربه و ... باشد. نمی تواند؟ در حالی که هم اکنون و بر اساس نیازهای فعلی دنیای انسان ها مهندسین نرم افزاری کامپیوتر به ویژه در گرایش هایی مثل «طراحان رابط کاربری نرم افزار» جزو پر درآمدترین و عالی ترین مشاغل به شمار می روند، در اطراف خودم مهندسین نرم افزاری را می شناسم که شب ها در آژانس کار می کنند تا بتوانند هزینه های شان را پوشش دهند!

چرا؟ چرا شغلی بالا رده و پر درآمد شاغلینی دارد که بیچاره اند؟ آیا همی پزشکان در آمدهای میلیاردی دارند؟ آیا همه یمهندسین عمران صاحب پروژه های پر درآمدند؟ آیا همه ی وکلا پرونده های پرسود را وکالت می کنند؟ آیا همه ی مهندسین مکانیک در بزرگ ترین شرکت های خودرو سازی شمغول به کارند؟ آیا همه ی اساتید دانشگاه پول دار و مرفه اند؟

تا اینجا می خواستم «شغل بودن» بازاریابی برای مان قطعی شود که امیدوارم شده باشد. پس، بازاریابی یک شغل است مثل همه ی مشاغل دیگر. البته شاید نگاه بعضی ها اینطور نباشد. شاید از دیدگاه بعضی ها بازاریابی یک شغل نباشد. درست مثل پدر یکی از دوستانم که به پسرش می گفت: «آخه معلمی شغله؟» خب، این نظر با این جمله ی معروف که «معلمی شغل انبیاست» خیلی فرق دارد!

بازاریابی مثل همه ی مشاغل دیگر برای شاغلین اش قانون یکسانی ندارد. همانطور که همه ی پزشکان درآمد بالا را تجربه نمی کنند، همه ی بازاریابان هم افراد پولدار و موفقی نیستند.

چرا یک بازاریاب موفق است و یکی دیگر نه؟ چرا یک پزشک موفق است و دیگری نه؟ این دو پرسش از نظر محتوی دقیقاً همانند هم اند.

یک پزشک عمومی با یک پزشک متخصص فرق دارد و یک پزشک متخصص با یک پزشک فوق تخصص و جراح و ... بازاریابی هم مثل همه ی مشاغل دیگر رتبه بندی های خاص خودش را دارد.

همانطور یک مهندس نرم افزار یا سخت افزار با رعایت استانداردهایی که خیلی ها رعایت نمی کنند، برای خودش موقعیت درآمدزایی ویژه ای ایجاد می کند، یک بازاریاب هم با رعایت استانداردهای ویژه می تواند به درآمدی هم سطح یک پزشک فوق تخصص برسد.

اما آیا ما از شغل فقط انتظار درآمد داریم؟ مسلماً نه! جنبه های روانی، اجتماعی، اعتقادی و فرهنگی هر شغلی بسیار مهم اند. در لابه لای همین جنبه های دیگر است که معلوم می شود کی چه کاره است.

بعضی ها در برابر استرس های اطاق عمل خود نیازمند اطاق عمل می شوند، بعضی ها از بوی گچ و خاک و آهن بدشان می آید، بعضی ها نمی توانند مدت ها چشم در چشم کامپیوتر روی میزشان بنشینند، بعضی ها حوصله ی سر و کله زدن با دیگران را ندارند، بعضی ها با بالا و پایین رفتن ارز و طلا سکته می کنند، بعضی ها حتی خودشان را هم نمی توانند مدیریت بکنند، آیا هر کسی را بهر کاری ساختند؟

پاسخ به این پرسش که آیا بازاریاب بشوم یا نه؟ دقیقاً به خود تو بستگی دارد.

آیا یک پزشک بدون داشتن مهارت ها و دانش و تجربه ی لازم می تواند با کارد جراحی شکم یک بیمار را باز کند و او را جراحی کند؟ یک آدمی که اصلاً از پزشکی چیزی نمی داند چطور؟

من مانده ام که بعضی ها چطور می خواهند یک دفعه بازاریاب شوند؟ وقتی که دانشی در این باره ندارند، وقتی که فقط از روی اجبار و ناچاری «دچار» بازاریابی می شوند، فکر می کنند که بازاریاب ها یک سری انسان های ناچارِ مجبورِ تو سری خورِ بیچاره اند که برای درآوردن یک لقمه نان باید کالای این و آن را به زور به دیگران بفروشند. خب، ته چنین نگرشی چه می ماند؟

اگر بدانیم که بازاریابی یک شغل است، باید آن را «یاد» بگیریم! باید قواعدش را بشناسیم. تازه وقتی شغل مان را یاد گرفتیم باید سعی کنیم از پوسته ی آماتوری خارج شویم و به سطح حرفه ای برسیم و بعد انتظار موفقیت را داشته باشیم.

بازاریابی هم مثل همه ی مشاغل دیگر نردبان دارد. نردبانی پله پله.

پس نوشت: خیلی از خانم هایی که مهندس عمران هستند یا مهندس مکانیک هستند، می توانند مشکلات و موانعی داشته باشند که یک بازاریاب خانم دارد! باید درباره ی بازاریابی خوب بدانید و بر اساس دانسته های تان آن قدر خلاقیت پیدا کنید تا با موانع شخصی تان کنار بیایید. فقط باید بپذیرید که بازاریابی یک شغل است و می تواند مشکلات ویژه ی خودش را داشته باشد.  

 


برچسب ها: بازاریابی ، بازاریاب ، شغل بازاریابی ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 آذر 1392 11:56

 
جمعه 25 تیر 1395 11:30
سلام اقای حسینی میشه کمی بیشترو عامیانه ترتوضیح بدین شیرفهم بشیم باتشکر
پارسا حسینی
سلام. چی بگم؟ چشم!
چهارشنبه 15 مرداد 1393 11:43
سلام آقای حسینی
ممنون از مطالب خوب شما-من دیروز از طرف یكی از دوستان پیشنهاد همكاری در نمایندگی بیمه بعنوان بازار یاب داشتم.اونطوری كه از فرمایشات شما دستگیرم شد داشتن یك راهنمای خوب و یا به عبارت دیگه یك بلد راه در این مسیر خیلی مهمه میخواستم ببینم آیا كلاس آموزشی استانداردی در این زمینه وجود داره من در شهر سمنان هستم و میخوام بصورت پاره وقت كار رو شروع كنم آیا شخص حرفه ای و موفقی رو میشناسید كه بتونه به من كمك كنه؟
ممنون-موفق باشید
یکشنبه 11 خرداد 1393 10:15
سلام و خسته نباشید
من و همسرم تو دفتر تبلیغاتی تیزر مجری هستیم و حقوق ثابتی میگیریم اما دیگه از این اوضاع رشد نکردن خسته شدیم خودمون کلی کار بلدیم اجرا کنیم ولی دریغ از ذره ای پیشرفت کاری و مالی... تصمیم گرفتیم برای کار خودمون بازاریابی کنیم خودمون مشتری پیدا کنیم کار اجرا کنیم و حداقل به اندازه ارزش کاری که میکنیم پول دربیاریم اما متاسفانه بازاریابی بلد نیستیم من که صبح تا عصر تو شرکت که بیکارم سایتها و بلاگهای بازاریابی رو بالا پایین میکنم اصولش رو میخونم ولی اصلا چهارچوب پیدا نکردم برای شروعش...اصلا نمیدونم چطوری باید خودمو محک بزنم !!!
راستی وبلاگ خیلی خوبی دارین و مهارت نوشتاری تون عالیه.خیلی صمیمی و دوستانه اس
شنبه 16 فروردین 1393 14:51
ممنون موفق باشی خدا پشت وپناهت باشد.
پارسا حسینی
سلام. ممنون. در پناه خدا باشیم.
سه شنبه 10 دی 1392 21:25
خیلی متشکرم از شما
پارسا حسینی
خواهش می کنم. موفق تر باشید.
یکشنبه 8 دی 1392 21:43
سلام آقای حسینی
در مورد این مقاله یه سوال داشتم
من شغلم مسافر کشی هست
من چه جوری می تونم توی شغلم به درآمد میلیونی برسم،مثل یه جراح خوب که توی مقالتون مثال زدید،آیا اساسا مسافر کشی این پتانسیلو داره که به یه درآمد خیلی زیاد رسید؟همیشه این سوال ذهن منو به خودش مشغول کرده،می خواستم نظره شما رو بدونم؟آیا در این زمینه شغلی رسیدن به درآمد خیلی زیاد و به یه نوعی در این شغل بتونم به عنوان یه مسافر کش یه برند شخصی برای کارم ایجاد کنم آیا چنین امکانی وجود داره؟
خوشحال میشم منو راهنمایی کنید.
منتظر پاسختون هستم.
با تشکر
پژمان
پارسا حسینی
سلام. این سؤال، سؤال خیلی مهمیه. از جنس اون سؤالهایی که می تونه شرایط زندگی رو تغییر بده. جناب پژمان اصل بهره وری فردی بر این اساس قرار داره که همیشه حتی برای انجام کارهای خیلی جزئی به سمت «بهتر» انجام دادن اون کار حرکت کنیم. این مورد حتی اساس و پایه خلاقیت و نوآوری هم هست. پس شما با ایجاد بهره وری فردی می تونین توی هر کاری سودافزایی داشته باشین. اما برای میلیاردر شدن باید کارهای توسعه ای انجام داد. مثلاً مسافرکشی فردی با یه سبک خاص می تونه شما رو به یک برند شخصی تبدیل بکنه ولی برای یک برند تجاری شدن و توسعه ی بازار شما باید بتونین به داشتن سازمان فکر بکنین مثلاً همون روش کاری تون رو بیارین و به یک سیستم حمل و نقل بر اون اساس تزریق کنین و کسب و کارتون رو راه بندازین و مدیریت ش کنین. یادتون باشه که همه ی کارهای بزرگ دنیا از همون قدم خاص و عجیب غریب و کوچک اول شروع شدن.
موفق باشین.
یکشنبه 8 دی 1392 00:43
با سلام
خیلی استفاده کردیم.
چند سالی هست که در این حرفه مشغول هستم.
صحبت های شما دلگرمی و امید بیشتری داد.
مطالب شما رو دنبال خواهم کرد به امید خدا.
پارسا حسینی
سلام. امیدوارم در این مسیر موفق و پایدار باشید.
شنبه 23 آذر 1392 15:33
دوست ارجمندم جناب آقای حسینی
سلام. ممنونم، متشکرم، سپاسگزارم. برای منی که نماینده بیمه کارآفرینم و هر روز و هرروز و هر روز و تا هنوز و همیشه می خوانم و می آموزم و به کار می بندم نوشته های شما دنیای ایده و تغییرند.
پارسا حسینی
سلام.
متشکرم جناب حقیقت. اگر ایرادات و یا نظرات ناقد خودتان را هم مطرح بفرمایید بسیار خوشحال تر می شوم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.