تبلیغات
بازاریابان - فروش التماسی

فروش التماسی

سه شنبه 25 آذر 1393 12:48نویسنده : پارسا حسینی

 

فروختن راه و روش های متعددی دارد. یک فروشنده می تواند از سبک های مختلفی برای فروش استفاده کند. انتخاب روش فروش به موارد مختلفی مثل نوع محصول، بازار، مشتریان، سیستم سازمانی فروش ، خود فروشنده و رقبا بستگی دارد.

یکی از انواع روش های فروشی که این روزها متأسفانه خیلی هم مد شده است، فروش التماسی است. (البته این اصطلاح را خودم برای این روش انتخاب کرده ام، به قولی «من درآوردی» است این اصطلاح.)

التماس کردن برای فروش به این معنی نیست که فروشنده بیاید و روی دست و پای مشتری بیفتد و قربان صدقه ی مشتری برود و وقتی فروخت، دماغش را باد بیندازد برای مشتری و یک آدم دیگری بشود و زیر بار هیچ تعهد بعدی هم نرود. (هر چند هنوز در بعضی از بازارهای خیلی رقابتی چنین روش هایی را استفاده می کنند) ولی فروش التماسی ظاهری معمولی و حتی غرور آمیز و باطنی ملتمسانه دارد. فروش التماسی بیشتر در بازارهایی که رقابت سخت تر و شانه به شانه است استفاده می شود. در روش فروش التماسی همه ی اجزای بازاریابی تا فروش یک محصول رنگ ملتمسانه و چاپلوسانه ای به خود می گیرند. تبلیغات به شدت باد کرده و پر از وعده های بزرگ می شوند و تخفیفات و ترفیعات فروش فراوان به دست و پای مشتری می پیچند و تا می توانند او را قلقلک می دهند.

این روزها خیلی ها چای یا اجناس دیگر را به خاطر کیفیت یک برند خاص نمی خرند. بلکه می خرند تا شاید لیفانی ببرند و یا پرایدی سوار بشوند و یا وولیکسی. مثل بلیط های بخت آزمایی می ماند انگار.

یا مثلاً توی بعضی بازارها فروشنده ها دم درب مغازه ها می ایستند و می خواهند به زور بکشاندت توی مغازه و مثل عنکبوتی که یک حشره چاق و چله را توی تور انداخته این قدر تملق می ریزند تا بالأخره بتوانند یک چیزی را بفروشند یا به قول بازاری ها بیندازند.

شرکتی را می شناسم که توسط 8 برادر اداره می شود (شوخی نمی کنم، واقعاً 8 برادر هستند!) استراتژی آنها هم فروش التماسی است. همه ی آنها چه برادر مدیر و چه برادر فروشنده، چنان برای یک مشتری متملق می شوند و قربان و صدقه اش می روند که مشتری دیگر رویش نمی شود از آنها نخرد. جالب این است که مشتری وقتی از توی تور آنها بیرون می آید و خریدش را صورت می دهد و می آید توی بازار و یک قیمتی می گیرد تازه می فهمد که چه بلایی بر سرش آوار شده است ولی این قدر درباره ی خودش خوب شنیده است که رویش نمی شود برود و اعتراض بکند و تازه می رود و به چند نفر دیگر هم آدرس آن 8 برادران را می دهد. می دانید چرا؟ چون خیلی های مان از کمبود شنیدن حرف های محبت آمیز رنج می بریم و امثال این 8 برادران خیلی خوب این رفتار شناسی مشتری را صورت داده اند و قلاب شان را توی جای خوبی گیر می اندازند.

البته منظور من این نیست که فروشنده نباید به مشتری احترام بگذارد، ولی تملق و احترام دو موضوع جداگانه اند. بارها گفته ام که به نظر من بهترین نوع احترام به مشتری صداقت داشتن و فروش یک محصول سالم و صحیح است. محصولی که مطابق با گفته های فروشنده باشد.

خود شما در مقام مشتری دوست دارید که به شما دروغ بگویند و از آن طرف هم قربان صدقه تان بروند و یا راستش را بگویند و به شما احترامی در حد خودتان بگذارند؟

 


برچسب ها: فروش ، مشتری ، بازاریابی ، فروشنده ، سازمان ، آموزش فروش ، فروش التماسی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 مهر 1394 14:04

 
سه شنبه 27 بهمن 1394 17:31
با عرض سلام منم تازه به جمع ویزیتور ها وارد شدم. و یه سوال داشتم. در مورد اینکه . برندی که من دارم ویزیت میکنم برند شماره سوم بازاره یعنی اگه دقیق تر بگم مردم بخاطر تجربه ی کاری برند های اول و دوم بازار اصلا از برند ما خرید نمیکنن. و پشت بندش مغازه دارها که اونام نسبت به حجم خروجی بارشون ترجیح میدن از برند های دوم و اول خرید کنن تا از برند ما . چون خروجی نداره و تاریخ مصرفش میگذره.سوال من اینه .برای رقابت با برند های اول بازار غیر از اینکه شرکت تولید کننده قیمت رو رقابتی کنه ویزیتور چکار میتونه بکنه تا بتونه برند شماره سومش رو جایگزین برند های اول یا دوم کنه؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.