تبلیغات
بازاریابان - بازگشتِ ...

بازگشتِ ...

یکشنبه 21 تیر 1394 14:18نویسنده : پارسا حسینی

 

پیش نوشت: آدمی را فرض کنید که مثلاً مدتی به علت شکستگی پا توی رختخواب می افتد و بعد از طی دوره ی درمان می خواهد دوباره راه بیفتد. حتما ً تنها مشکلش دوباره عادی راه رفتن نخواهد بود. این مدت که از مسیر همیشگی زندگی اش خارج شده، تغییراتی را برایش پیش آورده که تا بخواهد دوباره همان خود قبلی اش بشود کمی زمان و تلاش نیاز دارد.

چند روز پیش یکی از دوستانم خواست که با او ملاقاتی داشته باشم.

من هم که این روزها کمی یکجا نشین شده ام، خواستم که یک جوری این ملاقات را بپیچانم به یک سمت دیگر ولی اصرار او جلویم را گرفت و به هر حال رفتم و او را دیدم.

بعد از احوالپرسی های همه جایی شروع کرد درباره ی کار و بارش حرف زدن و دوزاری ام افتاد که از من چه می خواهد.

مشکل برندسازی و تبلیغات و بازاریابی و فروش داشت.

مدت زیادی بودکه دیگر کار خودم را می کردم و مشاوره دادن به این و آن را انداخته بودم توی صندوقچه و سه قفله اش کرده بودم. این موضوع را به دوستم گفتم ولی او مثل کسی که تمام توانش را گرفته توی دستش تا حرفش را به کرسی بنشاند، دست و پای من را بست و بله و باشه را گذاشت توی دهنم!

قبول کردم که کمکش کنم تا برندش را توی بازار جا بیندازد و ...

حالا وضع با موقعی که این وبلاگ را هر روز به روز می کردم کلی فرق کرده است. این همه گوشی هوشمند، این همه مردم وابسته به اینترنت، اوضاع سیاسی، مذاکرات هسته ای، بی آبی و ... اووووووَه چقدر سخت است مشاوره دادن با این همه تغییرات. تنها یک روزنه ی امیدوجود دارد؛ اینکه توی این مدت خودم هم به یک کاری مشغول بوده ام لابد.

پس نوشت: دیگر هیچ قولی نمی دهم!


برچسب ها: بازاریابی ، برندینگ ، تبلیغات ، مشاوره ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 شهریور 1394 09:04

 
یکشنبه 21 تیر 1394 15:33
سلام
امیدوارم خوب باشید
وبلاگ شما تخصصیه و نمیشه دربارش نظر بدم چون علمش رو ندارم.... اما خوشحالم که برگشتید به راهی که راه شماست
موفق باشید
پارسا حسینی
متشکرم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.