تبلیغات
بازاریابان - شه + رامِ جزایری

شه + رامِ جزایری

پنجشنبه 14 مرداد 1395 14:22نویسنده : پارسا حسینی

 

پیش نوشت: شاهی که آرام شده است این روزها!

نمی دانم چه شد که امروز «یهویی» افتادم وسط اخبار مربوط به شهرام جزایری. هیچ وقت تا به امروز این اسم برایم این قدر مهم نشده بود که بروم و توی دنیای «بر خط» این کوچه و آن کوچه بشوم و درباره ی شهرام جزایری بخواهم چیز بدانم. بیشتر دوست داشتم بفهمم کسی که یک عده او را «دزد و خائن» می دانند و یک عده ی دیگر «نابغه ی اقتصادی»، حالا بعد از یک دوره حبس کشی و بالا و پایین رفتن درجه ی امیدواری اش و از دست دادن همه ی روزهای خوب و دست و پنجه نرم کردن با افکار تنهایی اش و ... زندگی را دارد چطور می گذراند این روزها.

رفتم و از این طرف و آن طرف مطلب خواندم درباره اش و عکس هایش را دیدم. سعی کردم یک جوری تا آنجایی که می شود حس های ش را بفهمم. سعی کردم خودم را جایش بگذارم. جای کسی که یک روزگاری 50 تا شرکت موفق را اداره کرده است و الآن از خیلی چیزهایی که نمی ترسیده می ترسد و شاید یک آدم دیگری شده است برای خودش.

دیدم در این روزهای اش دارد سخنرانی می کند و مشاوره می دهد و از تجربه ها و یادگرفته هایش به این و آن می دهد و شاید هم می فروشد آنها را. با خودم گفتم شهرام جزایری بودن برای خیلی ها سخت است.

من از پرونده های گذشته اش چیزی نمی دانم. نمی دانم چطور آدمی هست. نمی دانم چطور آدمی شده است ولی مطمئنم که باید پای حرفهایش نشست. بالأخره یک فرقی هست بین این آدم و دیگرانی که به جرم دزدی بیت المال یقه شان را گرفته اند. شاید بی تجربگی، شاید کم دانستن، شاید آرزوهای بلندبالا، شاید هوس و طمع و یا ... او را چندین سال میهمان اوین کرده باشد؛ نمی دانم. فقط می توانم فرق او با دیگرانی را که اعدام کردند و یا با پول مردم فراری مرفه در کشورهای دیگر شده اند را تشخیص بدهم.

به نظر من شهرام جزایری و آدمهای مثل او که از جهنم شکست برگشته اند به دنیای آدم های عادی، خیلی حرفها دارند برای گفتن و می توانند به خیلی ها کمک های بزرگی بکنند. او هر که هست، شاید تاوان کارهایی که کرده است را داده و الآن می تواند دوباره زندگی کند. او خودش می داند کیست و چه کسی باید باشد.

چیزی که از زندگی او در همین چند ساعت کوتاه آموختم، قدرت لبخند و جنگیدن بود. نمی خواهم حرف را بکشانم توی این وادی که مسئولیت اجتماعی او در برابر ما و مسئولیت اجتماعی ما در برابر او چیست؛ نه! می خواهم برای خودم از زندگی او، زندگی ویژه ی او، به دور از خوب یا بد بودنش درس ببافم. می خواهم از او یاد بگیرم که ورشکستگی واقعی یعنی چی و امیدواری واقعی یعنی چی و برگشتن واقعی یعنی چی. می خواهم از او یاد بگیرم که چقدر و چگونه بترسم. می خواهم از او یاد بگیرم که چقدر و چگونه اعتماد کنم. شهرام جزایری برای امثال من یک فرصت است!

پس نوشت: لطفاً هیچ لیبلی را توی ذهنتان نسبت به این نوشته نچسبانید. بازاریابان تا جایی که بشود از سیاست و سیاستمدار و سیاسی بازی فاصله می گیرد. در کل هیچ منظور خاص و تبلیغی و تحقیری نبود در این نوشته.


برچسب ها: شهرام جزایری ، بازاریابی ، موفقیت ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 مرداد 1395 14:26

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر